نامه به سردبیر
نظام سلامت
علی تاج
چکیده
چکیدهجنگ، بهعنوان یکی از ویرانگرترین پدیدههای بشری، نهتنها امنیت و اقتصاد کشورها را تهدید میکند، بلکه سلامت جسمی و روانی میلیونها انسان را نیز به مخاطره میاندازد. تجربه بحرانهای نظامی در کشورهای مختلف، از جمله در منطقه خاورمیانه، بار دیگر بر این واقعیت تلخ صحه گذاشته است که عدم آمادگی، زیرساختهای سلامت اولین قربانیان ...
بیشتر
چکیدهجنگ، بهعنوان یکی از ویرانگرترین پدیدههای بشری، نهتنها امنیت و اقتصاد کشورها را تهدید میکند، بلکه سلامت جسمی و روانی میلیونها انسان را نیز به مخاطره میاندازد. تجربه بحرانهای نظامی در کشورهای مختلف، از جمله در منطقه خاورمیانه، بار دیگر بر این واقعیت تلخ صحه گذاشته است که عدم آمادگی، زیرساختهای سلامت اولین قربانیان در میدان نبرد خواهند بود. در این راستا، مدیریت سلامت در بحرانهای جنگی ضرورتی است که باید در اولویت سیاستگذاری سلامت قرار گیرد. مدیریت سلامت در شرایط جنگی مستلزم برنامهریزی در سطوح مختلف پیشگیری، مداخله، درمان و بازتوانی است. تدوین برنامه جامع سلامت در شرایط بحران، افزایش تابآوری زیرساختهای سلامت، ذخیره استراتژیک دارو و تجهیز مراکز درمانی، آموزش و توانمندسازی نیروی انسانی سلامت، استفاده از فناوریهای نوین مانند سیستمهای هشدار زودهنگام، سلامت دیجیتال و شبکههای تلهمدیسین و ارتقای همکاری بینالمللی و منطقهای راهکارهای پیشنهادی است. مدیریت سلامت در جنگ، موضوعی فراتر از پزشکی است، یعنی تنها ارائه خدمات درمانی به مجروحان یا پیشگیری از بیماری کافی نیست؛ بلکه باید به ابعاد اجتماعی، روانی، مدیریتی، سیاسی و زیرساختی هم توجه شود. این یک چالش راهبردی، اجتماعی، و انسانی است که نیاز به همبستگی، آمادگی و تعهد جمعی دارد. امید است که در سایه توجه و اقدام جدی، بتوان از پیامدهای فاجعهبار جنگ بر سلامت انسانها پیشگیری کرد.
نامه به سردبیر(خلاصه سیاستی)
آموزش پرستاری
مجتبی راد؛ حمیدرضا خانکه؛ مسعود فلاحی خشکناب؛ فرحناز محمدی؛ کیان نوروزی
چکیده
زمینه و هدف: پاندمی کووید-۱۹ بهعنوان یک بحران بیسابقه، فشار زیادی بر سیستمهای سلامت وارد کرده است. پرستاران در خط مقدم با چالشهای بیسابقهای مواجه بودهاند. این مطالعه با هدف تدوین راهکارهای ارتقاء مراقبت پرستاری از بیماران مبتلا به بیماریهای نوظهور تنفسی در بخشهای مراقبت ویژه بر اساس درسآموختههای همهگیری کووید-۱۹ ...
بیشتر
زمینه و هدف: پاندمی کووید-۱۹ بهعنوان یک بحران بیسابقه، فشار زیادی بر سیستمهای سلامت وارد کرده است. پرستاران در خط مقدم با چالشهای بیسابقهای مواجه بودهاند. این مطالعه با هدف تدوین راهکارهای ارتقاء مراقبت پرستاری از بیماران مبتلا به بیماریهای نوظهور تنفسی در بخشهای مراقبت ویژه بر اساس درسآموختههای همهگیری کووید-۱۹ انجام شد.مواد و روشها: این مطالعه یک خلاصه سیاستی منتج از یک مطالعه کیفی با رویکرد گراندد تئوری است. در مطالعه گراندد تئوری، دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۴ پرستار شاغل در بخشهای مراقبت ویژه بیمارستانهای منتخب ایران جمعآوری گردید. نمونهگیری به روش هدفمند با حداکثر تنوع انجام شد. دادهها با کدگذاری اشتراوس و کوربین 2015 تحلیل شدند. برای اعتباربخشی از معیارهای لینکلن و گوبا استفاده شد. در مرحله دوم، یافتهها با تکنیک دلفی و نظرخواهی از ۱۵ خبره اعتبارسنجی و راهکارهای نهایی تدوین شد. این مطالعه با کد اخلاق IR.USWR.REC.1400.265 از کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی تأیید شد.یافتهها: دغدغه اصلی پرستاران، "ارائه مراقبتی سودمند و ایمن" بود که تحت تأثیر چهار عامل زمینهای شکل گرفت: ترس فراگیر، کمبود منابع، ناشناختهبودن بیماری و حمایت ناکافی. پرستاران سه راهبرد اصلی شامل مراقبت همدلانه و جامع، تحمل مراقبت سخت و بغرنج، و تلاش برای سازگاری بهکار گرفتند. پیامدها شامل خستگی مهرورزی (فرسایش روانی و جسمی) و توانمندی حرفهای (افزایش مهارتهای بالینی و رشد) بود. بر اساس یافتهها، چهار حیطه راهبردی شامل آمادگی نظام سلامت، توانمندسازی سرمایههای انسانی، حمایت سازمانی و مدیریت منابع تدوین گردید.نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که ارتقای مراقبت پرستاری در بیماریهای نوظهور تنفسی مستلزم اقدامهای ساختاری فراتر از پاسخهای مقطعی است. راهکارهای استخراجشده میتواند مبنای تدوین دستورالعملهای آمادگی بخشهای مراقبت ویژه، برنامههای آموزشی پرستاران، تقویت نظامهای حمایتی و مدیریت منابع در سطح بیمارستان و وزارت بهداشت قرار گیرد و تابآوری نظام سلامت را در مواجهه با همهگیریهای آینده افزایش دهد.
مروری
بهداشت محیط و محیط زیست
هادی لطفی؛ فائزه کریمی مقدم؛ افشین دولت آبادی؛ محسن یزدانی اول؛ مهدی جعفرزاده فخاری؛ محمد میری
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی هوا یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر سلامت عمومی است که با افزایش خطر ابتلا به سرطانهای مختلف، از جمله سرطان دهانه رحم مرتبط است. این مطالعه مروری نظامند با هدف بررسی رابطه میان مواجهه با آلایندههای محیطی و خطر سرطان دهانه رحم انجام شده است.
مواد و روشها: مطالعه حاضر با جستجو در پایگاههای علمی معتبر شامل PubMed، ...
بیشتر
زمینه و هدف: آلودگی هوا یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر سلامت عمومی است که با افزایش خطر ابتلا به سرطانهای مختلف، از جمله سرطان دهانه رحم مرتبط است. این مطالعه مروری نظامند با هدف بررسی رابطه میان مواجهه با آلایندههای محیطی و خطر سرطان دهانه رحم انجام شده است.
مواد و روشها: مطالعه حاضر با جستجو در پایگاههای علمی معتبر شامل PubMed، Scopus،Web of Science و ProQuest انجام شد. مقالات منتشرشده از 1 ژانویه 2010 تا 16 اکتبر 2024 با استفاده از کلیدواژههای مطابق با اصطلاحات MESH بررسی شدند. معیارهای ورود شامل مطالعات مشاهدهای مرتبط با آلایندههای محیطی و سرطان دهانه رحم بود. پس از غربالگری 2803 مطالعه، 9 مورد واجد شرایط، انتخاب شدند. تحلیل دادهها بر اساس اصول PRISMA انجام شد.
یافتهها: مطالعات بررسیشده نشان دادند که مواجهه با آلایندههای محیطی نظیر ذرات معلق ( PM2.5، PM10)، اکسیدهای نیتروژن (NOx) و هیدروکربنهای آروماتیک چندحلقهای (PAHs) با افزایش خطر سرطان دهانه رحم مرتبط است. بررسی مطالعات ارتباط معناداری بین PM2.5 و افزایش مرگومیر در بیماران مبتلا گزارش کرد. برای نمونه، نتایج یکی از مطالعات نشان داد که هر 100 میکروگرم بر مترمکعب افزایش NOx خطر ابتلا به سرطان دهانه رحم را 45/2 برابر افزایش میدهد.
نتیجهگیری: شواهد نشاندهنده ارتباط معنادار بین مواجهه با آلودگی هوا و افزایش خطر سرطان دهانه رحم است. کاهش مواجهه با آلایندهها از طریق سیاستهای زیستمحیطی و ارتقای آگاهی عمومی میتواند نقش مؤثری در پیشگیری از این بیماری داشته باشد. پیشنهاد میگردد که مطالعات آینده بر استانداردسازی روشهای ارزیابی مواجهه و بررسی مکانیسمهای سرطانزایی تمرکز نمایند.
مقاله پژوهشی
آناتومی، بافت و جنین
سید محمد بحرینی؛ انعام الحق چرخت گرگیچ؛ ایوب رستم زاده؛ محمد حسین زاده حصاری؛ امیر رئوفی
چکیده
زمینه و هدف: بقایای انسانی باستانی از مهمترین منابع غیرقابل تجدید برای بازسازی تاریخ زیستی، فرهنگی و اجتماعی بشر بهشمار میروند. با وجود ارزش علمی بالای روشهای تهاجمی سنتی، این روشها میتوانند موجب تخریب غیرقابل بازگشت آثار تاریخی و ایجاد چالشهای حقوقی و اخلاقی شوند. پیشرفت فناوریهای تصویربرداری پزشکی غیرتهاجمی مانند ...
بیشتر
زمینه و هدف: بقایای انسانی باستانی از مهمترین منابع غیرقابل تجدید برای بازسازی تاریخ زیستی، فرهنگی و اجتماعی بشر بهشمار میروند. با وجود ارزش علمی بالای روشهای تهاجمی سنتی، این روشها میتوانند موجب تخریب غیرقابل بازگشت آثار تاریخی و ایجاد چالشهای حقوقی و اخلاقی شوند. پیشرفت فناوریهای تصویربرداری پزشکی غیرتهاجمی مانند رادیوگرافی، CT، micro-CT و MRI، تحول چشمگیری در مطالعات باستانشناسی، پزشکی قانونی و میراث فرهنگی ایجاد کرده است.مواد و روشها: این مطالعه بهصورت مرور روایی (Narrative Review) انجام شد. مقالات مرتبط از پایگاههای Scopus، ScienceDirect، Web of Science، Google Scholar و SID با استفاده از کلیدواژههای مرتبط با بقایای انسانی، میراث فرهنگی، تصویربرداری پزشکی، قوانین، مسائل و چالشهای حقوقی گردآوری و بررسی شدند.یافتهها: یافتهها نشان داد که روشهای تصویربرداری غیرتهاجمی، ضمن کاهش مسئولیتهای قانونی ناشی از مداخلات تهاجمی، کاهش آسیب فیزیکی حاصل از نمونهبرداری و کاوش را فراهم میکنند. CT اسکن، نقش مهمی در تعیین اصالت، قدمتنگاری و مرمت علمی آثار تاریخی بدون تخریب فیزیکی ایفا میکند.نتیجهگیری: تصویربرداری باستانی غیرتهاجمی رویکردی علمی، اخلاقمدار و راهبردی برای ایجاد تعادل میان تولید دانش، حفاظت از میراث فرهنگی و احترام به کرامت انسانی است و استفاده پایدار از این فناوریها نیازمند تدوین چارچوبهای قانونی و اخلاقی منسجم میباشد
مقاله پژوهشی
روانشناسی و روانپزشکی
ابراهیم نامنی
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی و تعیین کمیت عوامل ایجاد کننده کیفیت زندگی کاری و بهزیستی در کار پرستاران، ضروری است. هدف پژوهش حاضر، بررسی مدل ساختاری رابطه استرس شغلی با کیفیت زندگی کاری و بهزیستی در کار پرستاران بیمارستانهای شهر سبزوار با توجه به نقش میانجیگرانه بهزیستی روانی بود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی ...
بیشتر
زمینه و هدف: شناسایی و تعیین کمیت عوامل ایجاد کننده کیفیت زندگی کاری و بهزیستی در کار پرستاران، ضروری است. هدف پژوهش حاضر، بررسی مدل ساختاری رابطه استرس شغلی با کیفیت زندگی کاری و بهزیستی در کار پرستاران بیمارستانهای شهر سبزوار با توجه به نقش میانجیگرانه بهزیستی روانی بود.
مواد و روشها: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری، شامل کلیه پرستاران بیمارستانهای شهر سبزوار در بهار سال 1403 بودند. 170 نفر از پرستاران به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای استرس شغلی پرستاری گری تافت و اندرسون، کیفیت زندگی کاری والتون، بهزیستی کار اسکافیلی و بکر و بهزیستی روانشناختی ریف استفاده شد. دادهها با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری با نرمافزار اسمارت پی ال اس 3 تحلیل شد.
یافتهها: مدل معادلات ساختاری نشان داد که اثر مستقیم مؤلفه استرس شغلی بر کیفیت زندگی کاری و بهزیستی در کار معنیدار است (05/0>p)، همچنین یافتهها حاکی از معنیداری اثر مسیر غیر مستقیم استرس شغلی بر کیفیت زندگی با میانجیگری بهزیستی روانی بود (05/0>p). نتایح نشان داد که بهزیستی روانی بر رابطه استرس شغلی با بهزیستی در کار پرستاران، نقش میانجی ندارد (05/0<p).
نتیجهگیری: باتوجه به نتایج پژوهش پیشنهاد میشود برای بهبود کیفیت زندگی کاری پرستاران، تقویت بهزیستی روانشناختی بهعنوان یکی از اولویتهای مدیران بیمارستانی و سیاستگذاران در نظر گرفته شود.
مقاله پژوهشی
فیزیولوژی ورزشی
مهدی آزاد منجیری؛ محمدرضا حسین آبادی؛ آمنه برجسته یزدی؛ مهدی زارعی
چکیده
زمینه و هدف: تمرین تناوبی شدید کمحجم (LV-HIIT) ممکن است یک استراتژی مؤثر از نظر زمان برای بهبود عوامل مرتبط با گسترش دیابت نوع 2 (T2DM) باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر هشت هفته LV-HIIT بر ترکیب بدنی و اسپکسین سرم در مردان مبتلا به دیابت نوع 2 بود.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع مطالعات تجربی، در دو گروه مداخله و کنترل با طرح ...
بیشتر
زمینه و هدف: تمرین تناوبی شدید کمحجم (LV-HIIT) ممکن است یک استراتژی مؤثر از نظر زمان برای بهبود عوامل مرتبط با گسترش دیابت نوع 2 (T2DM) باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر هشت هفته LV-HIIT بر ترکیب بدنی و اسپکسین سرم در مردان مبتلا به دیابت نوع 2 بود.
مواد و روشها: مطالعه حاضر از نوع مطالعات تجربی، در دو گروه مداخله و کنترل با طرح پیشآزمون و پسآزمون اجرا شد. 22 مرد مبتلا به T2DM (58/4±11/50= میانگین سن، 61/6±86/80= میانگین وزن بدن، 16/3±69/27= میانگین شاخص توده بدنی) بهطور تصادفی در دو گروه LV-HIIT (11 نفر) و کنترل (11 نفر،) جایگزین شدند. آزمودنیهای گروههای مداخله، تمرینات LV-HIIT را برای سه جلسه در هفته به مدت هشت هفته (دو تا سه تناوب چهار دقیقهای با شدت 90-85% ضربان قلب بیشینه (%HRmax) و استراحت فعال سهدقیقهای با شدت 75-65% (%HRmax) انجام دادند. اندازههای آنتروپومتری و نمونهگیری خون قبل و بعد از مداخله، از آزمودنیها صورت گرفت. مقادیر اسپکسین سرم با استفاده از کیتهای الایزای انسانی مخصوص اندازهگیری شد. برای تحلیل دادهها از روش آماری تحلیل کواریانس استفاده شد.
یافتهها: پس از هشت هفته تفاوت معناداری در وزن بدن (083/0=p) و شاخص توده بدنی (072/0=p) بین گروه مداخله و کنترل وجود نداشت. یافتهها نشان داد که هشت هفته LV-HIIT منجر به کاهش معنادار توده چربی بدن (BFM) در مقایسه با گروه کنترل شده است (046/0=p). همچنین، اسپکسین پس از هشت هفته LV-HIIT بهطور معنیداری در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافت (046/0=p).
نتیجهگیری: با توجه به کاهش BFM و بهبود سطح اسپکسین پس از هشت هفته LV-HIIT، به نظر میرسد این نوع پروتکل تمرینی میتواند بهعنوان یک راهبرد زمانمحور و عملی برای مدیریت بیماری T2DM توصیه شود.
مقاله پژوهشی
کودکان و نوزادان
عزت الله عباسی؛ علیرضا عبدی؛ فاطمه حاجی حسینلو
چکیده
زمینه و هدف: عفونت با SARS-CoV-2 علاوهبر درگیری تنفسی، میتواند با تظاهرات نورولوژیک مختلفی در کودکان همراه باشد. با توجه به محدودیت اطلاعات پیرامون الگوی تظاهرات عصبی در کودکان ایرانی، مطالعه حاضر با هدف بررسی فراوانی تظاهرات نورولوژیک و ارتباط آن با پیامدهای بالینی در کودکان بستری مبتلا به کووید-۱۹ در بیمارستان شهید مطهری ارومیه ...
بیشتر
زمینه و هدف: عفونت با SARS-CoV-2 علاوهبر درگیری تنفسی، میتواند با تظاهرات نورولوژیک مختلفی در کودکان همراه باشد. با توجه به محدودیت اطلاعات پیرامون الگوی تظاهرات عصبی در کودکان ایرانی، مطالعه حاضر با هدف بررسی فراوانی تظاهرات نورولوژیک و ارتباط آن با پیامدهای بالینی در کودکان بستری مبتلا به کووید-۱۹ در بیمارستان شهید مطهری ارومیه انجام شد.
مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی-تحلیلی و گذشتهنگر، ۴۶۰ کودک (زیر ۱۸ سال) با تشخیص قطعی کووید-۱۹ که از اسفند ۱۳۹۸ تا اسفند ۱۴۰۰ بستری شده بودند، بهروش سرشماری وارد مطالعه شدند. دادههای دموگرافیک، تظاهرات نورولوژیک، پیامد نهایی و سطح D-dimer از پرونده آنان استخراج گردید. تحلیل آماری با نرمافزار SPSS نسخه ۲۵ و مدل رگرسیون لجستیک چندگانه انجام شد.
یافتهها: از مجموع ۴۶۰ بیمار با میانگین سنی 17/4±62/3 سال، 78/59 درصد پسر بودند. شایعترین تظاهرات نورولوژیک شامل تشنج (۱۳/۱۴%)، سردرد (۳۹/۷%) و سرگیجه (۵۲/۱%) بود. میانگین سنی بیماران دارای سردرد و سرگیجه بهطور معنیداری بیشتر از سایرین بود (001/0>P). میزان کلی مرگومیر، ۷۸/۴ درصد به دست آمد. مدل رگرسیون لجستیک چندمتغیره نشان داد که بروز تظاهرات شدید نورولوژیک (45/2AOR=؛ فاصله اطمینان ۹۵%: 36/5–12/1؛ 024/0P=) و سطح D-dimer بیش از ۱۰۰۰ میکروگرم در لیتر (12/3AOR=؛ فاصله اطمینان ۹۵%: 88/6-41/1؛ 005/0P=)، پیشبینیکنندههای مستقل افزایش خطر مرگومیر درونبیمارستانی بودند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد درگیری نورولوژیک در کودکان بستری مبتلا به کووید-۱۹، نسبتاً شایع است. از آنجاییکه عوارض شدید نورولوژیک و اختلالات انعقادی (افزایش D-dimer) بهطور مستقل شانس مرگومیر را افزایش میدهند، پایش دقیق و زودهنگام علائم عصبی برای بهبود پیامدهای درمانی این بیماران ضروری به نظر میرسد.
مقاله پژوهشی
جراحی
رحمان خسروی؛ هاتف علیزاده؛ فرشاد مروئی میلان
چکیده
زمینه و هدف: ختنه از شایعترین اعمال جراحی در کودکان است و میتواند با عوارضی همراه باشد. این مطالعه با هدف تعیین فراوانی، الگو و عوامل مرتبط با عوارض پس از ختنه در کودکان مراجعهکننده به بیمارستان شهید مطهری ارومیه در سال 1404 انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی گذشتهنگر بر روی ۳۰۰ کودک پسر که طی نیمه نخست سال ۱۴۰۴ ...
بیشتر
زمینه و هدف: ختنه از شایعترین اعمال جراحی در کودکان است و میتواند با عوارضی همراه باشد. این مطالعه با هدف تعیین فراوانی، الگو و عوامل مرتبط با عوارض پس از ختنه در کودکان مراجعهکننده به بیمارستان شهید مطهری ارومیه در سال 1404 انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی گذشتهنگر بر روی ۳۰۰ کودک پسر که طی نیمه نخست سال ۱۴۰۴ با روشهای حلقه (Plastibell) یا Sleeve ختنه و حداقل ۶ ماه پیگیری شدند، انجام شد. عوارض بر اساس زمان بروز به زودرس و دیررس و بر اساس طبقهبندی Clavien-Dindo درجهبندی شدند. دو روش جراحی با تطبیق بر اساس امتیاز تمایل مقایسه و عوامل مرتبط با بروز عارضه با رگرسیون لجستیک چندمتغیره بررسی شد.
یافتهها: از مجموع 300 کودک مورد بررسی، ۲۹ کودک (۷/۹%) دچار حداقل یک عارضه پس از عمل شدند که ۱۸ مورد (۶%) در ۳۰ روز نخست و ۱۱ مورد (۳/۷%) پس از ۳۰ روز رخ دادند. عوارض ساختاری، شایعترین نوع عارضه بودند. بیشتر عوارض در درجات I تا IIIb قرار گرفتند و عارضهای در درجات IV و V روئت نشد. پس از تطبیق، تفاوت معنیداری میان دو روش ختنه با حلقه و Sleeve از نظر بروز کلی، زودرس، دیررس و شدید مشاهده نشد. سن و شاخص توده بدنی نیز پیشبینیکنندههای معناداری برای بروز عارضه نبودند.
نتیجهگیری: عوارض پس از ختنه در این مرکز نسبتاً کم و عمدتاً خفیف تا متوسط بودند. با توجه به سهم قابلتوجه عوارض دیررس، پیگیری حداقل ۶ ماهه توصیه میشود. همچنین توصیه میشود انتخاب روش جراحی، بر اساس شرایط بالینی کودک و تجربه جراح صورت گیرد.