نامه به سردبیر
نظام سلامت
رقیه جوان؛ رضا فروزان
چکیده
سردبیر محترمبحران به وضعیتی ناگهانی، پرتنش و ناپایدار اطلاق میشود که نیاز به اقدامات فوری برای حل آن دارد. این وضعیت میتواند بر فرد و جامعه تأثیر بگذارد و بهطور معمول با پیامدهایی مانند آسیب، تهدید و ایجاد نیازهای جدید همراه است. بنا بر اعلام رئیس ستاد مدیریت بحران کشور، ایران جزء ده کشور بلاخیز دنیا میباشد. بر اساس دستورالعمل ...
بیشتر
سردبیر محترمبحران به وضعیتی ناگهانی، پرتنش و ناپایدار اطلاق میشود که نیاز به اقدامات فوری برای حل آن دارد. این وضعیت میتواند بر فرد و جامعه تأثیر بگذارد و بهطور معمول با پیامدهایی مانند آسیب، تهدید و ایجاد نیازهای جدید همراه است. بنا بر اعلام رئیس ستاد مدیریت بحران کشور، ایران جزء ده کشور بلاخیز دنیا میباشد. بر اساس دستورالعمل ملی سطحبندی حوادث و سوانح در نظام سلامت، 5 شاخص برای سطحبندی حوادث تدوین شده است: تعداد کشته، تعداد مصدوم، گستره جغرافیایی بر حسب شهرستان و استان، برآورد خسارت اقتصادی و تعداد افراد نیازمند به امدادرسانی. سطوح مختلف مدیریت بحران شامل سفید، زرد، نارنجی و قرمز تعریف شدهاند که در برخی موارد، نیاز به اعزام نیرو از کانونهای تعیینشده به منطقه بحرانزده را تعیین میکنند. بنا بر معیارهای مرکز مدیریت حوادث و فوریتهای کشور، زمان استاندارد رسیدن نیروهای اورژانس بر بالین بیمار در شهرها 8 و در جاده 15دقیقه تعیین شده است. در این میان مشخص گردیده است که افزایش سرعت حضور نیروهای اورژانس بر بالین بیمار، از مهمترین عوامل مؤثر در افزایش شانس بقای بیماران به شمار میرود (1).از منظر دیگر، با توجه به پیامدهای آسیبزای تأخیر در مداخله درمانی در «زمان طلایی» پیش از رسیدن امدادگران رسمی، و نیز نبود تناسب میان منابع موجود و نیروهای مورد نیاز در سطوح مختلف بحرانها (از جمله جنگ)، ضروری است که نیروهای محلی آموزشدیده بهعنوان پاسخدهندگان اولیه سازماندهی و به کار گرفته شوند تا فاصله زمانی پاسخدهی کاهش یابد، شانس بقای مصدومان افزایش پیدا کند و خطرات جانی کاهش یابد. در سایر کشورها نیز توجه به تربیت و تمایز نقش پاسخدهندگان فوری و پاسخدهندگان اولیه و همچنین لزوم برنامههای آموزش و پرورش عمومی برای شهروندان برای تربیت پاسخدهندگان فوری، بهعنوان راهبردی مؤثر در کاهش عوارض و افزایش تابآوری در بحرانهای بزرگ، مورد بررسی و تأکید قرار گرفته است (2). نتایج پژوهشی در تهران جهت شناسایی آسیبپذیرترین نواحی در سناریوی بحران زلزله منطقه شش نشان داد که تربیت و آموزش پیشرفته هرچه بیشتر نیروهای محلی در این نواحی و مناطق همجوار که قادرند در کمترین زمان ممکن به محل حادثه اعزام شوند، میتواند نقش قابل توجهی در موفقیت عملیات ایفا کند (3).یکی از چالشهای اساسی در مسیر دستیابی به یک نظام مدیریت بحران اثربخش و اجرای موفّق آن، استفاده از مشارکت اجتماعی بهعنوان رویکرد نوین و رو به رشد است که طی آن آسیبپذیری مردم در برابر بلایا به حداقل میرسد. شاخصهای اهمیّت نقش مردم، مشارکت سازمانهای مردمنهاد، آموزش عمومی، همدلی، همکاری و صمیمیت، رسانه جمعی در آموزش، انعکاس نیازهای واقعی مردم از سوی رسانه جمعی حین بحران، بهکارگیری مردم بومی در فرایند امداد، نجات و بازسازی، نقش پیگیری رسانههای جمعی بعد از بحران، ارتقای آگاهی مردم، ترغیب مردم به مشارکت، صداقت و شفافیت رسانهها، تعهد و شبکه اجتماعی به ترتیب دارای بیشترین ضریب اهمیّت هستند. بنابراین توسعه روحیه همکاری و ایجاد انگیزه مشارکت در بین مردم یکی از راههای مشخص برای کاهش آسیبپذیری ناشی از بلاهای طبیعی بهحساب میآید (4).ایران بهعنوان یکی از بحرانخیزترین کشورهای جهان، با بهرهگیری از مشارکت اجتماعی و سازمانهای مردمنهاد در تربیت پاسخدهندگان فوریِ محلی و بومی، میتواند زمان حضور نیروهای کارآمد را در محدوده زمان طلایی کاهش دهد و در نتیجه، مخاطرات تهدیدکننده حیات مصدومان ناشی از بحرانهای مختلف (از جمله جنگ) را به حداقل برساند. علاوه بر این، مشارکت اجتماعی به افزایش تابآوری اجتماعی و ظرفیتسازی در حفظ سلامت و کاهش مخاطرات و مرگومیر مصدومان بهویژه در شرایط محدودیت امکانات صرفاً دولتی، کمک شایانی خواهد کرد. تجربه بینالمللی در کشورهای بحرانخیز نیز مؤید این نکته می باشد. بنابراین، شایسته است در برنامه ملی مدیریت بحران، برنامهریزی لازم در این زمینه صورت پذیرد.
نامه به سردبیر(خلاصه سیاستی)
نظام سلامت
مرجان وجدانی؛ مرضیه معراجی؛ مهدی ورمقانی؛ جمشید جمالی؛ علی وفایی نجار
چکیده
در پی تغییرات جمعیتی و افزایش تقاضا برای مراقبتهای بهداشتی، سیستمهای نسخهنویسی الکترونیک بهعنوان جایگزینی کارآمد برای نسخههای کاغذی در سطح جهانی گسترش یافتهاند. این فناوری نهتنها با کاهش خطاهای دارویی و بهبود دقت، ایمنی بیمار را ارتقا میدهد؛ بلکه از طریق خودکارسازی فرایندها، در زمان و هزینههای اداری صرفهجویی ایجاد ...
بیشتر
در پی تغییرات جمعیتی و افزایش تقاضا برای مراقبتهای بهداشتی، سیستمهای نسخهنویسی الکترونیک بهعنوان جایگزینی کارآمد برای نسخههای کاغذی در سطح جهانی گسترش یافتهاند. این فناوری نهتنها با کاهش خطاهای دارویی و بهبود دقت، ایمنی بیمار را ارتقا میدهد؛ بلکه از طریق خودکارسازی فرایندها، در زمان و هزینههای اداری صرفهجویی ایجاد میکند. پیادهسازی موفق چنین نظامهایی مستلزم ارزیابی مستمر و جامع است. با این حال، نبود ابزاری جامع و بومی برای ارزیابی همهجانبه، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد را با چالش مواجه کرده است. برای پاسخ به این نیاز، در یک مطالعه ترکیبی با مشارکت ذینفعان کلیدی (پزشکان، داروسازان، مدیران و بیماران)، ابزاری جامع و معتبر شامل ۱۱ بُعد اصلی و ۱۶۴ گویه برای ارزیابی نظام نسخهنویسی الکترونیک طراحی و اعتبارسنجی شده است. در این خلاصه سیاستی، بر اساس ابزار مذکور، پیشنهاداتی برای کاربست آن توسط سیاستگذاران، تصمیمگیران و مدیران ارشد حوزه سلامت ارائه میگردد تا بتواند بهعنوان نقشه راهی برای ارتقای کیفیت، کارایی و ایمنی در فرایند حیاتی نسخهنویسی به کار گرفته شود.
مروری
هوش مصنوعی
فاطمه برزویی؛ نرجس حشمتی فر؛ یگانه صالحی
چکیده
زمینه و هدف: در جنگهای مدرن با سلاحهای پرسرعت، انفجاری و حملات موشکی، تعدد مجروحان ظرفیت سیستمهای درمانی را تحت فشار قرار میدهد. باتوجه به افزایش استفاده از فناوریهای هوش مصنوعی در سالهای اخیر، این مطالعه مروری با تحلیل شواهد موجود، اثربخشی، چالشها و مسیرهای آینده هوش مصنوعی را در تریاژ مجروحان ارزیابی میکندمواد و ...
بیشتر
زمینه و هدف: در جنگهای مدرن با سلاحهای پرسرعت، انفجاری و حملات موشکی، تعدد مجروحان ظرفیت سیستمهای درمانی را تحت فشار قرار میدهد. باتوجه به افزایش استفاده از فناوریهای هوش مصنوعی در سالهای اخیر، این مطالعه مروری با تحلیل شواهد موجود، اثربخشی، چالشها و مسیرهای آینده هوش مصنوعی را در تریاژ مجروحان ارزیابی میکندمواد و روشها: در این مطالعه، مقالات انگلیسی از پایگاههای PubMed، Scopus، Web of Science، Embase و IEEE Xplore و با کلیدواژههای " Artificial Intelligence" و" Triage" ،” Armed Conflict و مترادفها در بازه 2025-2015 جستجو شد. مطالعات مشاهدهای، کارآزمایی بالینی، مدلسازی و توسعه الگوریتم با کاربرد هوش مصنوعی در تریاژ نظامی وارد شدند. پس از حذف موارد تکراری با Rayyan.ai، از 189 مقاله، در نهایت 17 مقاله پس از غربالگری دو نفره مستقل تحلیل شدند. ارزیابی کیفیت مطالعات با ابزار CASP و گزارشدهی با PRISMA انجام شد.یافتهها: الگوریتمهای یادگیری ماشین (مانند Random Forest و XGBoost) و یادگیری عمیق در تریاژ نظامی و محیطهای مشابه بحران جنگی غالب بودند. مدلهای مبتنی بر علائم حیاتی در پیشبینی انتقال خون گسترده (AUC 98/0– 987/0)، تشخیص شوک/هیپوولمی (حساسیت 94%) و مداخلات نجاتبخش (AUC 81/0) دقت بالایی داشتند. در تصویربرداری، مدلهای YOLOv3/v7 و U-Net تشخیص و تقسیمبندی ترکش/اجسام خارجی را با mIoU 73/0 بهبود دادند. مدلهای زبان بزرگ (ChatGPT،Google Bard) در سناریوهای شبیهسازیشده دقت 64-60% مطابق پروتکل START داشتند، اما تکرارپذیری پایین و وابستگی به پرامپت نشان دادند. بهطور کلی، هوش مصنوعی دقت و سرعت تریاژ را بهطور قابلتوجهی ارتقا میدهد، اما بیشتر مطالعات بر دادههای آزمایشگاهی/شبیهسازیشده متکی بوده و نیاز به اعتبارسنجی میدانی دارند.نتیجهگیری: اجرای مسئولانه و اخلاقی هوش مصنوعی، میتواند سرعت، عینیت و دقت تریاژ را به میزان قابلتوجهی افزایش دهند. این امر بهویژه در جنگهای کوتاهمدت با هجوم گسترده مصدومان، که سیستمهای پزشکی سنتی را تحت الشعاع قرار دهند، حیاتی است.
مقاله پژوهشی
پرستاری
فاطمه حصاری؛ علی اصغر جسمی؛ طاهره صادقی؛ نازنین فکری؛ زهره سرچاهی
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر دو روش طب فشاری و زنبورک ویبره بر موفقیت اولین تلاش در دسترسی وریدی و کاهش درد ناشی از آن در کودکان 6-3 سال انجام شد.مواد و روشها: این کارآزمایی بالینی تصادفی دو سوکور در سال ۱۴۰۳ بر روی ۸۴ کودک مراجعهکننده به اورژانس بیمارستان حکیم نیشابور انجام شد. کودکان به صورت تصادفی در سه گروه 28 نفره ...
بیشتر
زمینه و هدف: مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر دو روش طب فشاری و زنبورک ویبره بر موفقیت اولین تلاش در دسترسی وریدی و کاهش درد ناشی از آن در کودکان 6-3 سال انجام شد.مواد و روشها: این کارآزمایی بالینی تصادفی دو سوکور در سال ۱۴۰۳ بر روی ۸۴ کودک مراجعهکننده به اورژانس بیمارستان حکیم نیشابور انجام شد. کودکان به صورت تصادفی در سه گروه 28 نفره (طب فشاری، زنبورک ویبره و کنترل) قرار گرفتند. در گروه طب فشاری، نقطه هوگو به مدت 5 دقیقه قبل از تعبیه آنژیوکت فشرده شد؛ درگروه زنبورک ویبره، عروسک ویبرهدار ۵ دقیقه قبل از تعبیه آنژیوکت روی دست کودک بسته شد؛ و در گروه کنترل، فقط اقدامات روتین انجام شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه دموگرافیک و مقیاس واکنشهای رفتاری ناشی از دردFLACC جمعآوری و با نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند.یافتهها: شدت درد در گروهها تفاوت آماری معناداری داشت (P=0.000). زنبورک ویبره بهطور معناداری کاهش درد بیشتری نسبت به طب فشاری(P=0.004) و گروه کنترل (P=0.000) ایجاد کرد. نرخ موفقیت در تعبیه کاتتر وریدی در گروه زنبورک ویبره 100%، در طب فشاری 4/96% و در گروه کنترل 6/78% بود. زمان دسترسی نیز در گروهها تفاوت معناداری نشان داد (P=0.000)؛ بهطوریکه زنبورک ویبره سریعترین و طب فشاری سریعتر از گروه کنترل بود (P<0.01).نتیجهگیری: طب فشاری و زنبورک ویبره هر دو به کاهش درد ناشی از تعبیه کاتتر وریدی کمک میکنند، اما زنبورک ویبره در کاهش درد، افزایش نرخ موفقیت و سرعت دسترسی به عروق، برتری دارد.
مقاله پژوهشی
روانشناسی و روانپزشکی
مریم سعیدی سردابی؛ سید اسماعیل هاشمی شیخ شبانی؛ عبدالزهرا نعامی
چکیده
زمینه و هدف: سلامت پرستاران، به دلیل نقش کلیدی در ارائه خدمات درمانی، نیاز به توجه ویژه دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش جرأتورزی بر تجربه بینزاکتی در محل کار، تعارض بینفردی و رفتار اظهارنظر انجام شده است.مواد و روشها: پژوهش حاضر، نیمهآزمایشی و از نوع پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل ...
بیشتر
زمینه و هدف: سلامت پرستاران، به دلیل نقش کلیدی در ارائه خدمات درمانی، نیاز به توجه ویژه دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش جرأتورزی بر تجربه بینزاکتی در محل کار، تعارض بینفردی و رفتار اظهارنظر انجام شده است.مواد و روشها: پژوهش حاضر، نیمهآزمایشی و از نوع پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی پرستاران شاغل در یک بیمارستان آموزشی-درمانی شهر مشهد بود. 40 پرستار با روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای و با در نظر گرفتن معیارهای ورود، انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار جمعآوری دادهها، مقیاس تجربه بینزاکتی در محیط کار و مقیاس تعارض بینفردی و رفتار اظهارنظر بود. گروه آزمایش، 8 جلسه آموزش جرأتورزی دریافت کرد، درحالی که گروه کنترل هیچ مداخلهای نداشت. تحلیل دادهها با استفاده از روش کوواریانس چندمتغیری انجام شد.یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش جرأتورزی، در مقایسه با گروه کنترل، بهطور معنیداری باعث کاهش بینزاکتی در محل کار(P≤0.001, η²=0.903) و تعارض بینفردی (P≤0.001, η²=0.824) شده و رفتار اظهارنظر را بهطور معنیداری افزایش داده است (P≤0.001, η²=0.763).نتیجهگیری: بر اساس نتایج، آموزش جرأتورزی بهعنوان یک مداخله مؤثر، میتواند توسط سازمانهای بهداشتی-درمانی برای کاهش بینزاکتی و تعارض بینفردی در میان پرستاران به کار گرفته شود و در همزمان، رفتار اظهارنظرِ آنان را برای ارتقای ایمنی بیمار و کیفیت مراقبت تقویت نماید
مقاله پژوهشی
مراقبتهای ویژه
راضیه کاغذی؛ مجید فلاحی؛ رضوان رجب زاده؛ مصطفی راد
چکیده
زمینه و هدف بخش اورژانس یکی از پراسترسترین محیطهای بیمارستانی است. پرستاران شاغل در اورژانس به دلیل حجم کاری بالا و تصمیمگیریهای سریع، در معرض بار کاری ذهنی و خستگی قرار دارند که میتواند کیفیت مراقبت و سلامت شغلی آنان را تحت تأثیر قرار دهد. در این میان، سلامت معنوی بهعنوان یک عامل بالقوه محافظتی کمتر مورد توجه قرار گرفته ...
بیشتر
زمینه و هدف بخش اورژانس یکی از پراسترسترین محیطهای بیمارستانی است. پرستاران شاغل در اورژانس به دلیل حجم کاری بالا و تصمیمگیریهای سریع، در معرض بار کاری ذهنی و خستگی قرار دارند که میتواند کیفیت مراقبت و سلامت شغلی آنان را تحت تأثیر قرار دهد. در این میان، سلامت معنوی بهعنوان یک عامل بالقوه محافظتی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی سلامت معنوی در ارتباط بین بار کاری ذهنی و خستگی پرستاران اورژانس شهرستان سبزوار در سال ۱۴۰4-۱۴۰3انجام شد.مواد و روشها: این مطالعه توصیفی-تحلیلی و مقطعی بر روی ۱۵۷ پرستار شاغل در بخشهای اورژانس بیمارستانهای شهرستان سبزوار انجام شد. دادهها با استفاده از شاخص بارکاری ذهنی ناسا، پرسشنامه خستگی چندبعدی، پرسشنامه سلامت معنوی پولوتزین و الیسون و فرم اطلاعات دموگرافیک جمعآوری و با نرمافزار SPSS نسخه 26 تحلیل شد. آزمونهای آماری شامل t مستقل، آنالیز واریانس، من-ویتنی، کروسکال-والیس و رگرسیون خطی بود.یافتهها: میانگین بارکاری ذهنی 28/14± 35/54 ، خستگی کلی 35/8± 09/60 و سلامت معنوی 43/12 ± 96/72 بود. بارکاری ذهنی با خستگی عمومی، ذهنی و کلی رابطه منفی و معنادار داشت (05/0>P). تمامی ابعاد خستگی با سلامت وجودی و به جز خستگی عمومی، با سلامت معنوی رابطه مثبت و معنادار نشان دادند (001/0>P). بین بارکاری ذهنی و سلامت معنوی ارتباط معناداری مشاهده نشد و نقش میانجی سلامت معنوی تأیید نگردید.نتیجهگیری: در این مطالعه، سلامت معنوی نقش میانجی بین بارکاری ذهنی و خستگی پرستاران اورژانس ایفا نکرد. بررسی سایر متغیرهای میانجی بالقوه در مطالعات آینده توصیه می شود.
مروری
اقتصاد سلامت
علی اکبر فضائلی؛ هادی لطفی؛ علیرضا قربانی
چکیده
زمینه و هدف: تحریمهای اقتصادی، علیرغم ادعای تمرکز بر ساختارهای حکومتی، در عمل آثار گسترده و گاهی فاجعهبار بر سلامت عمومی و دسترسی به دارو و تجهیزات پزشکی در کشورهای هدف دارند. این مقاله مروری با هدف تحلیل پیامدهای تحریمها، بهویژه در بستر بحرانهایی چون جنگ، همهگیری یا تنشهای ژئوپلیتیکی، انجام شده است.مواد و روشها: این ...
بیشتر
زمینه و هدف: تحریمهای اقتصادی، علیرغم ادعای تمرکز بر ساختارهای حکومتی، در عمل آثار گسترده و گاهی فاجعهبار بر سلامت عمومی و دسترسی به دارو و تجهیزات پزشکی در کشورهای هدف دارند. این مقاله مروری با هدف تحلیل پیامدهای تحریمها، بهویژه در بستر بحرانهایی چون جنگ، همهگیری یا تنشهای ژئوپلیتیکی، انجام شده است.مواد و روشها: این مطالعه یک مرور نظاممند بر اساس دستورالعمل PRISMA 2020 است که با تمرکز بر ایران و مرور مطالعات مرتبط با سایر کشورهای تحت تحریم، انجام شده است. جستوجوی نظاممند در پایگاههایPubMed ، Scopus، Web of Science، Cochrane Library،ProQuest و SID برای مقالات منتشرشده بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵ انجام شد. در مجموع ۱023 مقاله شناسایی گردید که پس از حذف موارد تکراری و غربالگری عنوان و چکیده، ۳۵ مقاله برای بررسی متن کامل انتخاب شدند. بر اساس معیارهای ورود (ارتباط مستقیم با سلامت و تحریم، انتشار در مجلات معتبر و دسترسی به متن کامل) و معیارهای خروج (گزارشهای غیرعلمی، نامه به سردبیر و مقالات فاقد دادههای تجربی)، در نهایت ۱۳ مطالعه برای تحلیل نهایی انتخاب شدند.یافتهها: تحریمها از طریق محدودیتهای بانکی، افزایش هزینه واردات، کاهش تعاملات بینالمللی و اختلال در زنجیره تأمین، منجر به کمبود داروهای حیاتی، فرسودگی تجهیزات پزشکی و کاهش کیفیت خدمات درمانی شدهاند. در کشورهایی چون ایران، سوریه، یمن و ونزوئلا، این وضعیت در دورههای بحرانی به شکل تشدید یافتهای بروز کرده و پیامدهایی چون افزایش مرگومیر، نابرابریهای بهداشتی و آسیبهای روانی و اجتماعی را بههمراه داشته است. تجربه ایران نشان میدهد که حتی نظامهای دارای ظرفیت تولید داخلی نیز در برابر تحریمهای گسترده و پیچیده آسیبپذیرند.نتیجهگیری: تقویت توانمندیهای داخلی، طراحی راهبردهای تابآور، تسهیل کانالهای بشردوستانه و مستندسازی منظم پیامدهای انسانی تحریمها برای کاهش آسیبها ضروری به نظر میرسد.
گزارش موردی
کودکان و نوزادان
میتراعذرا الداغی
چکیده
شیرخوار ۸ ماههای با علائم استفراغ، بیقراری و دیسترس تنفسی مراجعه کرده است که در معاینه اولیه، دهیدراته و مضطرب به نظر میرسید. مشکل بیمار از سه روز قبل شروع شده بود که با تشدید علائم به بیمارستان مراجعه نمود. در مدت چند ساعت پس از بستری، به علت تاکیپنه شدید و سیانوز به مرکز مراقبتهای کودکان انتقال یافت. در رادیوگرافی پرتابل ...
بیشتر
شیرخوار ۸ ماههای با علائم استفراغ، بیقراری و دیسترس تنفسی مراجعه کرده است که در معاینه اولیه، دهیدراته و مضطرب به نظر میرسید. مشکل بیمار از سه روز قبل شروع شده بود که با تشدید علائم به بیمارستان مراجعه نمود. در مدت چند ساعت پس از بستری، به علت تاکیپنه شدید و سیانوز به مرکز مراقبتهای کودکان انتقال یافت. در رادیوگرافی پرتابل انجامشده، یک کیست بزرگ در ریه شیرخوار گزارش شد. باتوجهبه تشدید علائم، تحت اکسیژنتراپی با هود قرار گرفت و سوند معده برای وی تعبیه شد تا ترشحات حاوی شیر خارج شود و دیسترس بیمار بهبود یابد. فردای آن روز به علت تداوم علائم، مجدداً رادیوگرافی پرتابل برای وی انجام شد که در حین تصویربرداری دچار تشنج و آپنه گردید. سپس شیرخوار به ونتیلاتور متصل شد و با تأیید هرنی دیافراگماتیک چپ، برای انجام جراحی به مشهد منتقل گردید.
مقاله پژوهشی
علوم تغذیه
اکرم کوشکی؛ محمد باقری؛ سید مجید غضنفری؛ کتایون صمدی؛ راحیل محمودی؛ الهه فرومندی
چکیده
زمینه و هدف: شاخص رژیم غذایی MIND نشانگر یک الگوی غذایی مبتنی بر رژیم غذایی مدیترانهای و DASH بوده که به منظور پیشگیری در تخریب عصبی به وجود آمده است. مطالعه حاضر، با هدف بررسی ارتباط شاخص رژیم ﻏﺬاﻳﻲ MIND ﺑﺎ ﻋﻮاﻣﻞ ﺧﻄﺮ ﻗﻠﺒﻲ در اﻓﺮاد ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ دﻳﺎﺑﺖ ﻧﻮع ٢ انجام شد.مواد و روشها: در این مطالعه گذشتهنگر، از اطلاعات افراد مبتلا ...
بیشتر
زمینه و هدف: شاخص رژیم غذایی MIND نشانگر یک الگوی غذایی مبتنی بر رژیم غذایی مدیترانهای و DASH بوده که به منظور پیشگیری در تخریب عصبی به وجود آمده است. مطالعه حاضر، با هدف بررسی ارتباط شاخص رژیم ﻏﺬاﻳﻲ MIND ﺑﺎ ﻋﻮاﻣﻞ ﺧﻄﺮ ﻗﻠﺒﻲ در اﻓﺮاد ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ دﻳﺎﺑﺖ ﻧﻮع ٢ انجام شد.مواد و روشها: در این مطالعه گذشتهنگر، از اطلاعات افراد مبتلا به دیابت نوع 2 که به کلینیک دیابت حفیظ سبزوار مراجعهکرده بودند، استفاده شد. ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ ﺑﺴﺎﻣﺪ ﻣﻮاد ﻏﺬاﻳﻲ 148 آیتمی (FFQ) به منظور محاسبه شاخص رژیم غذایی MIND به کار گرفته شد. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ دادهﻫﺎى ﺑﻴﻮﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ اﻓﺮاد ﻣﻮرد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﻴﺰان ﻗﻨﺪ ﺧﻮن ﻧﺎﺷﺘﺎ و پروفایل لیپیدی ﺳﺮم ثبت ﺷﺪ. اﻃﻼﻋﺎت دﻣﻮﮔﺮاﻓﻴﻚ و سطح ﻓﺸﺎرﺧﻮن نیز ﺟﻤﻊآورى شد. دادهها ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از نرم افزار SPSS ﻧﺴﺨﻪ ١٦ تحلیل شد.یافتهها: ﺗﻌﺪاد ١٨٣ ﻓﺮد ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ دﻳﺎﺑﺖ ﻧﻮع 2، وارد مطالعه شدند. 1/42% از شرکتکنندگان ﻣﺮد و 9/57% زن ﺑﻮدﻧﺪ. ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﺳﻨﻲ آنان 97/5 ± 06/49 ﺳﺎل و ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ ﺷﺎﺧﺺ ﺗﻮده ﺑﺪﻧﻲ 23/4 ± 91/28 ﻛﻴﻠﻮﮔﺮم ﺑﺮ ﻣﺘﺮﻣﺮﺑﻊ ﺑﻮد. ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ اﻣﺘﻴﺎز رژﻳﻢ ﻏﺬاﻳﻲ MIND، ٣/٨٧ ± ٦/٠٨ محاسبه شد. ﺑﻴﻦ امتیاز رژﻳﻢ ﻏﺬاﻳﻲ MIND ﺑﺎ شاخص توده بدنی ارﺗﺒﺎط معکوس معناداری وﺟﻮد داشت. هیچ ارتباط معناداری میان امتیاز رژیم غذایی MIND با دیگر عوامل خطر بیماری قلبی-عروقی یافت نشد.نتیجهگیری: ﻧﺘﺎﻳﺞ اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ نشان داد ﻛﻪ پیروی افراد مبتلا به دیابت نوع 2 از رژﻳﻢ ﻏﺬاﻳﻲ MIND ﺑﺎ کاهش شاخص توده بدنی آنها مرتبط است.
مقاله پژوهشی
فیزیولوژی ورزشی
احسان فروتن؛ سعید شاکریان؛ روح ا... رنجبر؛ غلامحسن جعفرزاده
چکیده
زمینه و هدف: دوکسوروبیسین، با وجود کاربرد گسترده در درمان سرطان، از طریق افزایش سطح TNF-α و فعالسازی مسیر NF-κB، باعث ایجاد التهاب و آسیب ریوی میشود. در مقابل، تمرین شنا میتواند با کاهش التهاب و بهبود وضعیت بافتی، اثرات محافظتی در برابر این آسیبها ایفا کند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر تمرین شنا بر سطوح TNF-α و NF-κB در ...
بیشتر
زمینه و هدف: دوکسوروبیسین، با وجود کاربرد گسترده در درمان سرطان، از طریق افزایش سطح TNF-α و فعالسازی مسیر NF-κB، باعث ایجاد التهاب و آسیب ریوی میشود. در مقابل، تمرین شنا میتواند با کاهش التهاب و بهبود وضعیت بافتی، اثرات محافظتی در برابر این آسیبها ایفا کند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر تمرین شنا بر سطوح TNF-α و NF-κB در بافت ریه رتهای نر ویستار تحت درمان با دوکسوروبیسین انجام شد.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی، آزمایشها روی ۲۴ سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار با وزن ۲۳۰ تا ۲۸۰ گرم انجام شد. موشها بهطور تصادفی به ۴ گروه ۶ تایی شامل: گروه کنترل استراحت، گروه کنترل شنا، گروه دوکسوروبیسین استراحت و گروه دوکسوروبیسین شنا تقسیم شدند. دوکسوروبیسین با خلوص>98% به صورت یکبار در هفته و به مدت ۶ هفته با دوز ۵ میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن از طریق تزریق داخل صفاقی تجویز شد. جلسات تمرین شنا، ۲۴ ساعت پس از تزریق انجام شد. برنامه تمرین شنا به مدت ۶ هفته، هر هفته ۵ جلسه بود. دمای آب ۳۵ ± ۱ درجه سانتیگراد، عمق آب ۴۰ سانتیمتر و دمای محیط ۲۳ ± ۱ درجه سانتیگراد بود. پس از هر جلسه، حیوانات به مدت ۱۵ دقیقه در دمای اتاق، خشک شدند. آخرین جلسه تمرین، ۴۸ ساعت پیش از بافتبرداری و آخرین تزریق، ۷۲ ساعت پیش از بافتبرداری انجام شد. برای تحلیل آماری از نرمافزار SPSS-22 و آزمونهایANOVA یکطرفه و توکی استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد سطوح NF-κB در گروه دوکسوروبیسین + شنا نسبت به گروه کنترل استراحت، گروه دوکسوروبیسین استراحت و گروه کنترل شنا بهطور معناداری پایینتر بود. همچنین سطوح TNF-α در گروه دوکسوروبیسین شنا نسبت به سه گروهدیگر بهطور معناداری پایینتر بود (P<0.01).
نتیجهگیری: ورزش شنا همراه با مصرف دوکسوروبیسین در کاهش فاکتورهای التهابی TNF-α و NF-κB اثر مؤثری دارد و بنابراین توصیه میگردد ورزش بهعنوان یک عامل ضد التهابی مورد توجه قرار گیرد.
مقاله پژوهشی
دندانپزشکی
امیر مرادی؛ پرستو ضرغامی مقدم؛ پیمان آل شیخ؛ فاطمه اسحقی گرجی؛ سمانه ملازاده
چکیده
زمینه و هدف: یک دهانشویه مطلوب علاوه بر اثرات ضدمیکروبی باید دارای مقداری مقاومت دارویی بوده و در عین حال اثرات نامطلوب بر میکروفلور طبیعی دهان نداشته باشد. هدف از این مطالعه، بررسی آزمایشگاهی اثرات ترکیبی عصاره اتانولی گیاه دارویی باریجه (Ferula gummosa) و دهانشویه کلرهگزیدین بر ساختار بیوفیلمی باکتری استرپتوکوکوس موتانس (Streptococcus mutans) ...
بیشتر
زمینه و هدف: یک دهانشویه مطلوب علاوه بر اثرات ضدمیکروبی باید دارای مقداری مقاومت دارویی بوده و در عین حال اثرات نامطلوب بر میکروفلور طبیعی دهان نداشته باشد. هدف از این مطالعه، بررسی آزمایشگاهی اثرات ترکیبی عصاره اتانولی گیاه دارویی باریجه (Ferula gummosa) و دهانشویه کلرهگزیدین بر ساختار بیوفیلمی باکتری استرپتوکوکوس موتانس (Streptococcus mutans) بوده است.مواد و روشها: ریشه گیاه دارویی باریجه پس از جمعآوری و خشکنمودن، توسط حلال اتانول به روش خیساندن عصارهگیری گردید. سپس، غلظتهای مختلف از ترکیب عصاره اتانولی گیاه دارویی باریجه و کلرهگزیدین تهیه شد. اثر ضدباکتریایی بر روی باکتری استرپتوکوکوس موتانس با استفاده از روشهای انتشار دیسک و چاهک پلیت و همچنین اثر ممانعت از تشکیل بیوفیلم با استفاده از روش بیوفیلم و میزان جذب نوری آن بررسی شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده نرمافزار آماری SPSS-V24 و آزمون Kruskal-Wallisانجام شد. سطح معناداریP≤0.05 در نظر گرفته شد.یافتهها: آنتیبیوتیک سیپروفلوکساسین (100 میلیگرم بر میلیلیتر)، دهانشویه کلرهگزیدین (100 میلیگرم بر میلیلیتر) و غلظت ترکیبی 80 میلیگرم بر میلیلیتر کلرهگزیدین و 20 میلیگرم بر میلیلیتر عصاره باریجه، بیشترین تأثیر ضدباکتریایی را علیه باکتری استرپتوکوکوس موتانس در روشهای مورد مطالعه داشتند.نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که عصاره اتانولی گیاه باریجه، بهتنهایی یا در غلظتهای ترکیبیِ دارای مقادیر بالای عصاره، در مقایسه با کلرهگزیدین ۱۰۰ میلیگرم بر میلیلیتر، تأثیر ناچیزی بر باکتری استرپتوکوکوس موتانس داشت.
مقاله پژوهشی
پرستاری
سهیلا حسین پور؛ مژگان انصاری؛ سمیرا فوجی
چکیده
زمینه و هدف: طول مدت اقامت بیماران، یکی از مهمترین شاخصهای عملکرد در بخش اورژانس محسوب میشود. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل تأثیرگذار بر طول زمان بستری در اورژانس و بیمارستان در تصادفات جرحی موتورسیکلتسواران غرب استان خراسان رضوی در سال 1402 انجام شده است.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی است که جامعه آماری ...
بیشتر
زمینه و هدف: طول مدت اقامت بیماران، یکی از مهمترین شاخصهای عملکرد در بخش اورژانس محسوب میشود. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل تأثیرگذار بر طول زمان بستری در اورژانس و بیمارستان در تصادفات جرحی موتورسیکلتسواران غرب استان خراسان رضوی در سال 1402 انجام شده است.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی است که جامعه آماری آن را گروهی از بیماران ناشی از تصادفات جرحی موتورسیکلتسواران غرب استان خراسان رضوی تشکیل میدهند که در بازه زمانی شش ماهه اول سال 1402به مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی شهید بهشتی سبزوار مراجعه کردهاند. 244 نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، چک لیست محققساخته بود. دادههای جمعآوریشده در نرمافزار آماری Stata 17 تحلیل شد.
یافتهها: میانگین سنی مصدومین مورد مطالعه 19/17 ± 04/29 سال بود. 220 نفر (90%) از افراد مورد مطالعه مرد و 24 نفر (10%) زن بودند. میانگین طول مدت زمان اقامت در اورژانس و بیمارستان به ترتیب 9/103 ± 3/152 دقیقه بود. 8/1 ± 6/2 روز بود. بین مدت اقامت در بیمارستان و نیاز به عمل جراحی (P=0.001). طول مدت اقامت در اورژانس با ضربه سر (P=0.009) و داشتن تروماهای متعدد (P=0.002) ارتباط آماری معنیداری مشاهده شد.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش، بهبود فرایندهای تشخیصی و درمانی، تسریع در انجام مشاورهها و مداخلات تخصصی و همچنین توجه ویژه به بیماران دچار آسیبهای شدید و چندگانه، میتواند در کاهش مدت بستری و استفاده بهینه از منابع بیمارستانی مؤثر باشد.