مقاله پژوهشی
فیزیک پزشکی و پرتو درمانی
محمدحسین ایمانی؛ آرش خامنه باقری؛ نگین غفار زداه
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کووید 19 که توسط ویروس SARS-CoV-2 ایجاد میشود، با عوارض ترومبوآمبولیک متعددی ازجمله آمبولی ریه (PTE) همراه است. شناسایی و ارزیابی دقیق ویژگیهای آمبولی ریه در بیماران مبتلابه COVID-19 میتواند به مدیریت صحیح و بهموقع این بیماران کمک کند. این پژوهش باهدف بررسی شیوع و ویژگیهای بالینی آمبولی ریه در بیماران مبتلابه COVID-19 ...
بیشتر
زمینه و هدف: بیماری کووید 19 که توسط ویروس SARS-CoV-2 ایجاد میشود، با عوارض ترومبوآمبولیک متعددی ازجمله آمبولی ریه (PTE) همراه است. شناسایی و ارزیابی دقیق ویژگیهای آمبولی ریه در بیماران مبتلابه COVID-19 میتواند به مدیریت صحیح و بهموقع این بیماران کمک کند. این پژوهش باهدف بررسی شیوع و ویژگیهای بالینی آمبولی ریه در بیماران مبتلابه COVID-19 بستری در بیمارستان شهدای تجریش از سال 2023 انجامشده است.مواد و روشها: این پژوهش بهصورت توصیفی-تحلیلی و مقطعی انجامشده است. اطلاعات از پروندههای پزشکی 100 بیمار مبتلابه COVID-19 که به دلیل مشکوک بودن به آمبولی ریه تحت سیتیآنژیوگرافی ریه قرارگرفته بودند، استخراج شد. متغیرهای موردبررسی شامل سن، جنسیت، شدت درگیری ریه در COVID-19، وضعیت D-dimer و پیامدهای مربوط به PTE بود.یافتهها: میانگین سنی بیماران 58.79 سال با انحراف معیار 11.56 سال و شیوع آمبولی ریه در این بیماران 24% بود که در زنان 63% بیشتر مشاهده شد. بیشترین تعداد آمبولی ریههای شدید در 45.8% از موارد و نرخ مرگومیر مرتبط با PTE معادل 20.1% بود. نتایج نشان داد که سطح D-dimer بالا بهعنوان یک نشانگر پیشبینی کننده برای وقوع آمبولی ریه در بیماران COVID-19 مؤثر است.نتیجهگیری: بیماران بستری مبتلابه کووید 19، بهویژه کسانی که سطح D-dimer بالایی دارند، در معرض خطر قابلتوجهی برای آمبولی ریه هستند. نظارت دقیق و مداخلات بهموقع میتواند در مدیریت این عارضه در بیماران کمک شایانی کند.
مروری
فیزیک پزشکی و پرتو درمانی
مرضیه بهمدی؛ روح اله قهرمانی اصل؛ حمیدرضا صدوقی
چکیده
زمینه و هدف: دوزیومیکس بهعنوان یک حوزه نوظهور در پرتودرمانی، بر استخراج و تحلیل ویژگیهای کمی توزیع دوز تمرکز دارد. این رویکرد در مقایسه با دوزیمتری سنتی که عمدتاً بر معیارهای حجم-دوز متکی است، توانایی درک عمیقتری از رابطه بین دوز و نتایج بالینی را فراهم میآورد.
مواد و روشها: این پژوهش سیستماتیک با پیروی از چکلیست PRISMA و جستجوی ...
بیشتر
زمینه و هدف: دوزیومیکس بهعنوان یک حوزه نوظهور در پرتودرمانی، بر استخراج و تحلیل ویژگیهای کمی توزیع دوز تمرکز دارد. این رویکرد در مقایسه با دوزیمتری سنتی که عمدتاً بر معیارهای حجم-دوز متکی است، توانایی درک عمیقتری از رابطه بین دوز و نتایج بالینی را فراهم میآورد.
مواد و روشها: این پژوهش سیستماتیک با پیروی از چکلیست PRISMA و جستجوی جامع در پایگاههای PubMed، Scopus، ScienceDirect و Google Scholar برای شناسایی مطالعات مرتبط با کلیدواژههای «دوزیومیکس» و «پرتودرمانی» انجام شد. مقالات منتشرشده در ۱۰ سال گذشته موردبررسی قرار گرفت. پس از غربالگری عناوین و چکیدههای 250 مقاله یافت شده، 32 مورد بر اساس چکلیست توسط دو نویسنده انتخاب و مورد ارزیابی دقیقتر قرار گرفت و سنتز دادهها بهصورت روایتی انجام شد.
یافتهها: نتایج این پژوهش نشان میدهد که دوزیومیکس با ترکیب دادههای دوز با ابعاد بالا و فنون محاسباتی مدرن نظیر یادگیری ماشین و هوش مصنوعی، توانسته است به بهبود کنترل تومور و کاهش عوارض جانبی در بیماران تحت پرتودرمانی کمک کند. مطالعات کلیدی، پتانسیل پیشبینیکنندگی دوزیومیکس را در انواع مختلف سرطان، نشان داده و نقش مهمی در بهینهسازی تحویل دوز و افزایش دقت مدلهای احتمال عارضه بافت نرمال (NTCP) ایفا کرده است.
نتیجهگیری: ادغام دوزیومیکس در پرتودرمانی بالینی میتواند به طراحی درمانهای شخصی شده کمک کند و فرصتی برای بهینهسازی فنون درمانی ایجاد کند. بااینحال، چالشهایی نظیر ناهمگونی دادهها و استانداردسازی باقیماندهاند که با همکاریهای چندمرکزی و پیشرفتهای فنّاورانه باید موردبررسی قرار گیرند تا پتانسیل کامل دوزیومیکس در بالین به ظهور برسد.
مقاله پژوهشی
پرستاری
مریم اشرلو؛ محمد حسن رخشانی؛ حسین رفیعی؛ مصطفی راد
چکیده
زمینه و هدف: تاکنون مطالعات مختلفی در مورد کاستن درد تزریق با کشش، فشار و روشهای مکمل انجامشده است ولی مطالعات محدودی در رابطه با ارتباط بین فتوتایپ پوستی و درد وجود دارد. لذا این مطالعه باهدف تعیین ارتباط بین انواع فتوتایپ پوستی و شدت درد ناشی از تزریق عضلانی دگزامتازون انجام گردید.
مواد و روشها: : مطالعه مقطعی بر روی 401 بیمار ...
بیشتر
زمینه و هدف: تاکنون مطالعات مختلفی در مورد کاستن درد تزریق با کشش، فشار و روشهای مکمل انجامشده است ولی مطالعات محدودی در رابطه با ارتباط بین فتوتایپ پوستی و درد وجود دارد. لذا این مطالعه باهدف تعیین ارتباط بین انواع فتوتایپ پوستی و شدت درد ناشی از تزریق عضلانی دگزامتازون انجام گردید.
مواد و روشها: : مطالعه مقطعی بر روی 401 بیمار انتخابشده به روش در دسترس در واحد تزریقات بیمارستان ولایت قزوین انجام شد. شدت درد به کمک معیار NAS اندازهگیری شد. درد بیماران یکبار حین و یکبار بلافاصله پس از تزریق ارزیابی و ثبت شد. فتوتایپ پوستی بیماران شرکتکننده نیز با استفاده از معیار پیشنهادی فیتزپاتریک تعیین شد. تجزیهوتحلیل دادههای جمعآوریشده به وسیله نرمافزار spss (نسخه 24) انجام شد.
یافتهها: میانگین سنی شرکتکنندگان در مطالعه حاضر 5/38 سال بود. درمجموع % 1/46 از شرکتکنندگان در مطالعه را مردان و% 9/53 را زنان تشکیل دادند. برای بررسی اثر فتوتایپ برشدت درد از آزمون آنالیز واریانس یکطرفه استفادهشده است که نتایج بهدستآمده بیانگر آن است که فتوتایپهای مختلف پوستی بر درد تأثیر ندارند. (05/0p>).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که فتوتایپ پوستی، با درد ناشی از تزریق عضلانی داروی دگزامتازون ارتباط ندارد. بااینوجود با توجه به کمبود مطالعات گذشته و همچنین محدودیتهای مطالعه، بررسی سایر عوامل مؤثر بر درد مانند اضطراب یا فن تزریق توصیه میشود.
مقاله پژوهشی
روانشناسی و روانپزشکی
مهری رستم نژاد؛ جواد خلعتبری؛ محمدرضا زربخش بحری
چکیده
زمینه و هدف: بیماران سرطانی باوجود درمانهای متعددی همچون ماستکتومی و درمانهای ترکیبی، با طیف گستردهای از مشکلات روانشناختی مواجه میشوند که کیفیت زندگی آنها را دچار اختلال میکند. پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش میانجی خودشفقتی و حمایت اجتماعی ادراکشده در رابطه بین عملکرد جنسی باکیفیت زندگی در بیماران مبتلابه سرطان ...
بیشتر
زمینه و هدف: بیماران سرطانی باوجود درمانهای متعددی همچون ماستکتومی و درمانهای ترکیبی، با طیف گستردهای از مشکلات روانشناختی مواجه میشوند که کیفیت زندگی آنها را دچار اختلال میکند. پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش میانجی خودشفقتی و حمایت اجتماعی ادراکشده در رابطه بین عملکرد جنسی باکیفیت زندگی در بیماران مبتلابه سرطان پستان (پس از جراحی ماستکتومی) انجام شد.
مواد و روشها: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری زنان مبتلابه سرطان سینه و ماستکتومی شده بودند که به بیمارستانهای شهرستان ساری و بابل جهت پیگیری درمان مراجعه کردند. حجم نمونه 480 نفر بهصورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه کیفیت زندگی، پرسشنامه عملکرد جنسی روزن و همکارانش، پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراکشده زیمت و خودشفقتی رِیس بود. برای تجزیهوتحلیل اطلاعات بهدستآمده از مدل یابی معادلات رگرسیونی ساختاری و از نرمافزار SPSS-22 و Amose-23 استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که بین عملکرد جنسی باکیفیت زندگی در بیماران مبتلابه سرطان سینه رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد بین عملکرد جنسی وکیفیتزندگی با میانجیگری حمایت اجتماعی ادراکشده و خودشفقتی رابطه غیرمستقیم معنادار وجود دارد.
نتیجهگیری: جهت بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلابه سرطان سینه پیشنهاد میشود جلسات گروهدرمانی برای این زنان در کنار خانواده و شریک جنسی آنها در نظر گرفته شود و همچنین آموزش مهارتهای مقابلهای و خودشفقتی به این زنان در کنار شیمیدرمانی و دارودرمانی داده شود.
مقاله پژوهشی
فیزیولوژی ورزشی
رویا عسکری؛ مهسا کاظمی طالبی؛ سید علیرضا حسینی کاخک؛ بهرام صادقی
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این پژوهش مقایسه اثر نه هفته تمرینات طناب زنی- مقاومتی با و بدون مصرف شیر بر تغییرات اشتها، ترکیب بدنی و برخی شاخصهای آمادگی جسمانی در دانشآموزان دختر چاق بود..
مواد و روشها: از بین دانشآموزان دختر دبستان مهر مشهد،40 دانشآموزان 9-12 ساله چاق بهصورت هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی به دو گروه مساوی تمرین ترکیبی ...
بیشتر
زمینه و هدف: هدف از این پژوهش مقایسه اثر نه هفته تمرینات طناب زنی- مقاومتی با و بدون مصرف شیر بر تغییرات اشتها، ترکیب بدنی و برخی شاخصهای آمادگی جسمانی در دانشآموزان دختر چاق بود..
مواد و روشها: از بین دانشآموزان دختر دبستان مهر مشهد،40 دانشآموزان 9-12 ساله چاق بهصورت هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی به دو گروه مساوی تمرین ترکیبی با و بدون مصرف شیر تقسیم شدند. تمرینات طناب زنی و تمرینات مقاومتی با کش هرکدام 30 دقیقه به مدت 9 هفته و هر هفته سه جلسه اجرا گردید. گروه تمرین + شیر بعد از تمرینات 240 میلیلیتر شیر کمچرب و گروه د تمرین مجاز به خوردن همان مقدار آب بودند. برای تعیین اختلاف میانگین بین دو گروه از آزمون ANOVA با اندازهگیری مکرر در سطح معناداری کمتر از 05/0< P استفاده شد.
یافتهها: پس از 9 هفته تمرین ترکیبی میزان اشتها در گروه تمرین بدون مصرف شیر نسبت به تمرین با مصرف شیر کاهش معناداری داشت (05/0P˂). علیرغم بهبود در شاخصهای استقامت قلبی-تنفسی، استقامت عضلات مرکزی و کمربند شانه، قدرت پنجه دست و ترکیب بدن در هر دو گروه، تفاوت معنیداری بین آنها دیده نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: احتمالاً 9 هفته تمرین طناب زنی-مقاومتی نسبت به تمرین همراه با مصرف شیر سبب کاهش اشتهای بیشتری شود. اگرچه برای شناخت اثربخشی این دو شیوه تمرینی برشاخصهای آمادگی جسمانی کودکان چاق نیاز به انجام مطالعات دقیقتری است.
مقاله پژوهشی
روانشناسی و روانپزشکی
یکتا عکافیان؛ سیدحمید آتش پور؛ هادی فرهادی
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای غیرقابل علاج و مزمن مانند سلیاک، صرفنظر از عوامل زیستی و خطرساز باعث بروز انواع فشارهای روانی، پریشانیها و ناکارآمدیها در افراد و خانوادهای آنها میشود که به کیفیت پایین زندگی منجر میگردد. مراقبان اصلی این بیماران بهویژه مادران، جزء افراد در معرض خطر روانشناختی شناختهشده و افزایش خودکارآمدی ...
بیشتر
زمینه و هدف: بیماریهای غیرقابل علاج و مزمن مانند سلیاک، صرفنظر از عوامل زیستی و خطرساز باعث بروز انواع فشارهای روانی، پریشانیها و ناکارآمدیها در افراد و خانوادهای آنها میشود که به کیفیت پایین زندگی منجر میگردد. مراقبان اصلی این بیماران بهویژه مادران، جزء افراد در معرض خطر روانشناختی شناختهشده و افزایش خودکارآمدی و تحمل دشواریها در آنها ضروری است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان راهحل محور بر خودکارآمدی والدگری و تحمل پریشانی مادران دارای فرزند مبتلابه سلیاک است.مواد و روشها: پژوهش از نوع مداخلهی نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری 3 ماهه و جامعه آماری تمامی مادران دارای حداقل یک فرزند مبتلابه سلیاک و عضو انجمن سلیاک ایران در اصفهان بود. از بین آنها، 40 نفر به روش نمونهگیری هدفمند و در دسترس انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش آموزش راهحلمحور را دریافت نمودند و گروه کنترل هیچ مداخلهای نگرفت. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای خودکارآمدیوالدگری و تحمل پریشانی در هر سه مرحله استفاده و دادهها به روش واریانس آمیخته در نرمافزارspss26 تجزیهوتحلیل شدند.یافتهها: این مداخله منجر به افزایش معنادار خودکارآمدی و تحمل پریشانی در مادران دارای فرزند مبتلابه سلیاک شد (001/0>P). همچنین، بین اثربخشی این مداخله بر خودکارآمدی و تحمل پریشانی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود نداشت. این نتایج در طول مرحله پیگیری پایدار باقی ماندند (001/0>P).نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده میتوان گفت روش مذکور بهعنوان مداخلهای سودمند برای افزایش خودکارآمدی والدگری و تحمل پریشانی در مادران دارای فرزند سلیاک قابل کاربرد است
مقاله پژوهشی
بهداشت محیط و محیط زیست
حسین الیاسی؛ رحیم گل محمدی
چکیده
زمینه و هدف: آفلاتوکسین B1 یک آلاینده رایج در خوراک دام است و بیشترین سمیت حاد و مزمن را در بین مایکوتوکسینها دارد. در مطالعات مختلف، اثر جانبی آفلاتوکسین B1 بر سلامت دام و درنتیجه سلامت انسان به اثبات رسیده است، بنابراین تعیین غلظت آفلاتوکسین B1 در خوراک دام ضروری است به همین منظور و با توجه به فقدان تحقیقاتی در این زمینه در این منطقه، ...
بیشتر
زمینه و هدف: آفلاتوکسین B1 یک آلاینده رایج در خوراک دام است و بیشترین سمیت حاد و مزمن را در بین مایکوتوکسینها دارد. در مطالعات مختلف، اثر جانبی آفلاتوکسین B1 بر سلامت دام و درنتیجه سلامت انسان به اثبات رسیده است، بنابراین تعیین غلظت آفلاتوکسین B1 در خوراک دام ضروری است به همین منظور و با توجه به فقدان تحقیقاتی در این زمینه در این منطقه، این بررسی طراح و اجرا شد تا غلظت این سم را در خوراک دام گاوداریهای اطراف سبزوار مطالعه نماییم.
مواد و روشها: در حدود 360 گاوداری در اطراف شهر سبزوار وجود دارد که ما برای نمونهبرداری آنها را به دو گروه گاوداریهای بزرگ (صنعتی) و کوچک (سنتی) تقسیمبندی کردیم و متناسب با فراوانی هر گروه تعدادی را بهصورت تصادفی از هر گروه انتخاب و از انبار خوراک دام آنها از گروههای مختلف مواد غذایی (کنسانتره، نان خشک و علوفه خشک)، نمونهگیری انجام و بعد از خشک و پودر کردن به روش الایزا آزمایش انجام شد.
یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تمامی نمونههای کنسانتره، علوفه و نان خشک جمعآوریشده از گاوداریهای سنتی و صنعتی آلوده بودند و میانگین غلظت آفلاتوکسین B1 در نمونهها 01/14 میکروگرم در کیلوگرم و سطح آلودگی همه آنها بالاتر از حد مجاز استاندارد ملی ایران µg/kg) 5(بود.
نتیجهگیری: با توجه به آلودگی بالای آفلاتوکسین B1 در خوراک دامهای گاوداریهای سبزوار، لازم است نهادهای بهداشتی نظارت دقیقتری از نظر خوراک دام داشته باشند.
مقاله پژوهشی
فیزیولوژی و فارماکولوژی
مرتضی عرفانی طلب؛ بیتا باغبانی؛ محمدشفیع مجددی؛ مرضیه کفعمی؛ صمد ناظمی
چکیده
زمینه و هدف: درد نوروپاتیک، یک بیماری پیچیده و ناتوانکننده است که از آسیب یا اختلال عملکرد سیستم عصبی پیکری ناشی میشود و با اثرات فیزیکی، روانی و اقتصادی قابلتوجهی همراه است. از آنجا که کارکنان مراقبتهای بهداشتی به دلیل نیازهای فیزیکی شغل خود آسیبپذیر هستند، بنابراین مطالعه حاضر باهدف بررسی شیوع درد مزمن نوروپاتیک و عوامل ...
بیشتر
زمینه و هدف: درد نوروپاتیک، یک بیماری پیچیده و ناتوانکننده است که از آسیب یا اختلال عملکرد سیستم عصبی پیکری ناشی میشود و با اثرات فیزیکی، روانی و اقتصادی قابلتوجهی همراه است. از آنجا که کارکنان مراقبتهای بهداشتی به دلیل نیازهای فیزیکی شغل خود آسیبپذیر هستند، بنابراین مطالعه حاضر باهدف بررسی شیوع درد مزمن نوروپاتیک و عوامل مرتبط با آن در بین کارکنان بیمارستان واسعی سبزوار انجام شد.مواد و روشها: مطالعه مقطعی حاضر شامل 202 نفر از کارکنان بیمارستان بود که به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامه جمعیتشناختی و پرسشنامه DN4 جمعآوری شد. از آزمونهای t، مجذور کای و ضریب همبستگی برای تجزیهوتحلیل آماری استفاده شد (P<0.05).یافتهها: از بین شرکتکنندگان، 45 نفر (3/22%) دارای امتیاز DN4≥4 بودند که نشاندهنده شیوع بالای درد نوروپاتیک بود. کمردرد شایعترین درد مزمن گزارششده (30%)، پسازآن درد گردن (20%) و درد پا (20%) بود. ارتباط معنیداری بین نمرات DN4≥4، سن (001/0>P)، قد (001/0>P) و سابقه کار (001/0>P) مشاهده شد. نمرات DN4≥4 با درد مزمن در ناحیه کمر (001/0>P)، شانهها (001/0>P) و پاها (012/0=P) ارتباط معنیداری داشت. هیچ ارتباط معنیداری با وضعیت تأهل، ساعات کار، نوع شغل یا سطح تحصیلات یافت نشد.نتیجهگیری: درد مزمن نوروپاتیک بر بخش قابلتوجهی از کارکنان مراقبتهای بهداشتی، بهویژه در مناطقی مانند کمر، گردن و شانهها تأثیر میگذارد. مداخلات هدفمند، ازجمله تمرینات ارگونومیک و غربالگریهای منظم برای بهبود رفاه و بهرهوری ضروری است. تحقیقات بیشتری برای کشف استراتژیهای مدیریت بلندمدت درد نوروپاتیک در محیطهای مراقبتهای بهداشتی موردنیاز است.
مقاله پژوهشی
آناتومی، بافت و جنین
آرمین حسین زاده سیاهکلایی؛ سهیل شهرامی راد؛ عارف آرمین فر؛ فائزه شعبانی؛ حسام الدین بابایی؛ لیلا خجسته؛ بهروز یحیایی
چکیده
زمینه و هدف: متامفتامین یک محرک سیستم عصبی مرکزی است که استفاده طولانیمدت آن منجر به وابستگی میشود. هیپوکامپ بهعنوان جزئی از دستگاه لیمبیک بهصورت نورونهای متراکم در عمق لوب گیجگاهی جای گرفته است. با توجه به گستردگی سوءمصرف متامفتامین و اهمیت هیپوکامپ در عملکرد حسی-حرکتی مصمم به انجام مطالعه حاضر شدیم.مواد و روشها: در این ...
بیشتر
زمینه و هدف: متامفتامین یک محرک سیستم عصبی مرکزی است که استفاده طولانیمدت آن منجر به وابستگی میشود. هیپوکامپ بهعنوان جزئی از دستگاه لیمبیک بهصورت نورونهای متراکم در عمق لوب گیجگاهی جای گرفته است. با توجه به گستردگی سوءمصرف متامفتامین و اهمیت هیپوکامپ در عملکرد حسی-حرکتی مصمم به انجام مطالعه حاضر شدیم.مواد و روشها: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی ۴۰ موش صحرایی ماده نژاد ویستار در ۵ گروه ۸ تایی بهصورت تصادفی شامل: گروه کنترل، گروه متامفتامین، گروه متامفتامین با ورزش هوازی، گروه متامفتامین با بربرین هیدروکلراید و گروه متامفتامین با ورزش هوازی و بربرین هیدروکلراید تقسیم شدند. پس از القای بیهوشی نمونههای هایپوکامپ جداشده و بهوسیله میکروسکوپ نوری تحت بررسی قرار گرفتند.یافتهها: در گروه متامفتامین در هیپوکامپ بینظمی بافتی و اتساع عروقی مشاهده شد. در گروه متامفتامین با ورزش بینظمی بافتی همراه با اندکی پرخونی مشاهده شد. در گروه متامفتامین و بربرین هیدروکلراید انسجام سلولی از گروه متامفتامین بهتر بوده اما پرخونی و اتساع عروق رؤیت شد. گروه دریافتکننده متامفتامین، فعالیت ورزشی و بربرین هیدروکلراید در مقایسه با گروه دریافتکننده بربرین بهتنهایی نظم و مورفولوژی مناسبتر و پرخونی کمتری مشاهده شد.نتیجهگیری: متامفتامین اثرات مخربی بر بافت هیپوکامپ برجای میگذارد بطوریکه انسجام سلولی را از بین برده و باعث پرخونی و اتساع عروقی میشود. بهکارگیری همزمان بربرین هیدروکلراید و ورزش نسبت به استفاده تنهای هرکدام از آنها مؤثرتر بود.
مقاله پژوهشی
فریبا نجفی؛ زهرا حیات بینی؛ مریم همتی؛ علیرضا منتظری؛ پارسا لرستانی؛ ملوک جعفرپور
چکیده
زمینه و هدف: بیماری لیکن اسکلروزیس یک ضایعه التهابی مزمن پوست است که ناحیه تناسلی را بیشتر درگیر میکند، هدف از مطالعه حاضر بررسی شیوع و همراهی هیپوتیروئیدی و دیابت نوع 2 در بیماران لیکن اسکلروز آتروفیک ژنیتال در زنان است.مواد و روشها: طرح پژوهش حاضر بهصورت توصیفی- تحلیلی در زنان مراجعهکننده به کلینیک پوست حاج دایی کرمانشاه ...
بیشتر
زمینه و هدف: بیماری لیکن اسکلروزیس یک ضایعه التهابی مزمن پوست است که ناحیه تناسلی را بیشتر درگیر میکند، هدف از مطالعه حاضر بررسی شیوع و همراهی هیپوتیروئیدی و دیابت نوع 2 در بیماران لیکن اسکلروز آتروفیک ژنیتال در زنان است.مواد و روشها: طرح پژوهش حاضر بهصورت توصیفی- تحلیلی در زنان مراجعهکننده به کلینیک پوست حاج دایی کرمانشاه با تشخیص قطعی لیکن اسکلروزیس آتروفیک ژنیتال به روش سرشماری صورت گرفت. نهایتاً اطلاعات تکمیلشده وارد نرمافزار آماری spss نسخه 20 شد و توسط شاخصهای آمار توصیفی و تحلیلی مورد تجزیهوتحلیل آماری قرار گرفتند.یافتهها: 27/24% بیمار مبتلابه لیکن اسکلروزیس ژنیتال کمکاری تیروئید،38/20% دیابت نوع 2 و 73/8% بیمار بهطور همزمان دیابت نوع دو و کمکاری تیروئید داشتند و بهطور معناداری ابتلا به دیابت نوع دو در زنان لیکن اسکلروز آتروفیک ژنیتال در رده سنی 59 سال و بالاتر، بیشتر است (P=0.048) ولی ارتباط معناداری را بین کمکاری تیروئید و بازه سنی در زنان لیکن اسکلروز آتروفیک ژنیتال مشاهده نشد (P=0.061).نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهند که کمکاری تیروئید و دیابت نوع 2 در بیماران با لیکن اسکلروز آتروفیک ژنیتال شایع است و میتوانند با ایجاد این بیماری مرتبط باشند.